درد بی دردی
ابر بارنده به دریا می گفت گر نبارم تو کجا دریایی؟ در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو هم از مایی فراموش کردن کسی را که دوسش داری مثل این می مونه که تا حالا کسی را که ندیدی بخوای به یادش بیاری! عشقبازی را چه خوش فرهاد شیرین کرد و رفت جان شیرین را فدای جان شیرین کرد و رفت یادگاری در جهان از تیشه بهر خود گذاشت بیستون را گر ز خون خویش رنگین کرد و رفت بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد


 

بازی با چوب(حرکات موزون )

در خراسان سرزمینی وجود دارد که به دیار سربداران معروف است

شجاعت، دلیری و قیام مردم این دیار در مقابل لشکر مغول حاکی از مردانگی و غیرت آنهاست که سر به دار می دهند ولی تن به ذلت نمی دهند

در روزگاری که سبزوار همانند بیشتر بلاد ایران زمین در تصرف قوم وحشی و بیابانگرد مغول بود و اکثر بلاد به این قوم وحشی باج و خراج میدادند مردم دیار بیهق به فکر انتقام  و گرفتن حق خون شهیدان خود بودند و چون حق استفاده و حمل هیچگونه سلاحی را نداشتند از این رو به فکر مبارزه از طریق حرکات بدنی(جنگ با چوب)و نبردهای تن به تن افتادند

آنها به منظور آموزش و پیدا کردن تبحر از دو چوب دستی که یکی کوتاه تر برای دفاع و دیگری بلندتر برای ضربه زدن بوداستفاده می کردند.

به شیوه ای که در ظاهر برای رقص و پایکوبی و در اصل برای فراگیری و آمادگی فنون نظامی به حساب

می آمدو مهارت آنها در چوب زنی به جایی رسید که در هیچ دیاری همتا نداشتند و سر انجام به همین شیوه لشکر متجاوز و خون خوار مغول را شکست داده و از خانه و کاشانه خویش بیرون راندند.در این نمایش شما حرکاتی از قبیل شادی،دعای باران ،شکرگزاری ،دروکردن محصول،هدایت کردن مردم و حرکات مختلف رزمی را که هر کدام تمرین جنگ به صورت انفردی و گروهی ،دفاع از دو طرف،اتحاد و حمله و در نهایت تولد نهضت سربداران بود

لباسهای این چوب بازها ،لباسهای معمولی مردم این دیار بود که با قرار دادن یک کلاه نمدی و کاسه ای مسی بر سر،که توسط دستمالگردن بسته و مهار می شده آن را به نوعی کلاه خود تبدیل کرده بود.

آنها از مچ بند ها و ساق بندهای نمدی در دستها و پاهایشان استفاده می کردندتا از صدمات جلو گیری کنند

و از کمر بند نیز برای آمادگی بدن و قامتی افراشته در مقابل حملات دشمن استفاده می کردند

شما در هیچ کجا سراغ ندارید که که عده ای در آن واحدحرکاتی شبیه یکدیگر و موزون انجام دهند مگر بوسیله موسیقی و حرکات این نمایش نیز چه دست بازی و چه چوب بازی همگی بر پایه ی ریتمهاو نغمات سُرناو دهل یا دوسازه و دایره قرار گرفته اند که نهایتا" حرکات منظم و آرایشهای نظامی را به بیننده منتقل می کنند

لازم به ذکر است که قطعات موسیقی که در هنگام تمرین می نواختند از قطعات اصیل خراسانی می باشدو با توجه به کاربرد نظامی آناز قطعاتی همچون کردی،دو قرسه،حاجی نارنجی،چپه راسته،شش قرسه،دوازده قرسه ،شرنگی ،سمعه ای (سربازی)چوب بازی یک ضربه،دو ضربه،سه ضربه و شرنگی می باشد.

این نوع اجرا هم اکنون در سبزوار در مراسم رسمی و محلی ،مراسم ازدواج و ... به صورت گروهی برگزار

می گردد و همچنان تماشاچیان بسیاری را به دور خود جمع میکند

 


جمعه 29 دی 1391برچسب:,

|
 

من چه دارم که تو را در خور؟
هیچ
من چه دارم که سزاوار تو؟
هیچ
تو همه هستی من، هستی من
تو همه زندگی من هستی
تو چه داری؟
همه چیز
تو چه کم داری؟
هیچ

بی تو در می یابم
چون چناران کهن
از درون تلخی واریزم را
کاهش جان من این
شعر من است
آرزو می کردم
که تو خواننده ی شعرم باشی

راستی شعر مرا می خوانی؟
نه، دریغا، هرگز
باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی
کاشکی شعر
مرا می خواندی


جمعه 28 دی 1391برچسب:,

|
 

چشم

 

 

سنگین شدم از خویش سبکبارم کن

از عطر نسیم صبح سرشارم کن
دل خسته ام ای عزیز! دلخسته عزیز!
می خوابم و وقت عشق بیدارم کن

 

 


دو شنبه 25 دی 1391برچسب:,

|
 


_____________________________________________________________________________________________


دو شنبه 25 دی 1391برچسب:,

|
 

خونه مجردی

بسمیتعالی

 

 

داستان خونه مجردی ما

1/7/91     اغاز زندگی ما در خانه زیر یک سقف بود.

ما متشکل از رضاارغیانی معروف به رضا خاک و سید ابراهیم خلیلی نژاد معروف به ابی گز دار و سید محمود رباط جزی معروف به محمود سنتوری و سجاد بسیجد معروف به ایینه و سید علی رباط جزی معروف به هپروت هستیم.

امروز که امتحان ابی گزدار تموم شده نشستیم وشروع به نوشتن این مطلب کردیم .

به ترتیب سن معرفی مکنم.

1 - سیدمحمود رباط جزی معروف به محمود سنتوری رشته مکا نیک _مهندس تسطیح لیزری ارضی کشاورزی و سنتور کار میکنم.

2-رضاارغیانی معروف به خاک (جودوکاره)گرایش مخابرات –مثلا ورزش کار و گیتار کار میکنه

3-سیدهبراهیم خلیلی نژاد-معروف ابی گزدار(چون گیتارش گزداره)  رشته الکترونیک  شغل دورود گر(کار سرویس چوب)وگیتارکارمیکنه

4-سید علی معروف به هپروت(چون خواب راه میره )شغل جوراب باف ودامدار .

5-سجاد بسیجدمعروف ایینه (چون یک سره جلو ایینه است)رشته الکترونیک.شغل ول و ول

اول از همه سجاد که بچه کاشمر بود بعد دوماه رفت خاطره خوبی ازش نداریم.

ابی امروز امتحاناش تموم شد وامروز فردا پس فردا به دیار باقی میره(خوصییت ) بچه مشهد بود مثل بقیه مشهدی هاغود بود ولی گذشته از شوخی بچه بحالی بود بحاش حال میکردم.بچه ریزه میزه بود الان میخواهم برم کافی نت

  من و رضا رفیق آقا زور آبادی&ابی گز دار

 


شنبه 23 دی 1391برچسب:,

|
 

درد

1 2 3 4

روزي خليفه خواست با بهلول شوخي کند وگفت:
من والده شما را مي شناسم ، زني است زيبا و بسيار خوش مجلس و به منازل بزرگان رفت و آمد داشت.
بهلول فوراً در جواب گفت:
والده من هرگز از خانه خارج نمي شود ، ليکن پدرم باغبان بود و هميشه در منازل بزرگان و در حرم سراها باغباني ميکرد.

سربازي كه تازه از اسارت آزاد شده بود با شور و هيجان خاصي از قساوت دشمن در جبهه سخن مي گفت:
آنها تمام اسرا را يا ميكشتند و يا مورد تجاوز جنسي قرار ميدادند.
ناگهان متوجه شد كه حرف بدي زده و ادامه داد كه: البته آنها مرا كشتند!!

از يک بسيجي ميپرسن خدا کيه جواب ميده نماينده ولايت فقيه در کاينات.

يه روز خدا سه پیامبر عيسي موسي و محمد را نزد خود فرا خواند و به هرکدام يه دونه چک بمبلغ يک ميليارد دلارميدهد و ميگويد بين امت خود خرج کنيد بعد از طي سالها خداد و باره آن سه را فرا ميخواند و از آنها طرز چگونگي خرج چکها را ميپرسد اول عيسي ميگويد که من دراه فناوري هسته اي و علوم فضايي سطح دانش امتم را بالا بردم موسي ميگويد منهم از لحاظ پزشکي نظامي والکترونيک دانش امتم را ارتقا دادم در آخر محمد ميگويد من چک را دادم به علي آنهم داد به حسن اوهم داد به حسين و.... تا آخررسيد به مهدي و اونهم فعلا فراري معلوم نيست کجا قايم شد.

به عربه مي گن ۲-۲. ميکه ديگه گوهش ميمونه؟

يه روز يه پسر عرب به باباش ميگه بابا ميشه چيزت را بدي به من با اون بازي کنم پدر ميگه باشه ولي همين نزديکا باش و دور نرو

به يه نفر مي گن بانمونه جمله بساز
مي گه :يكي ازقسمت هاي مهم بدنمون کونمونه!!!!!

يه رشتيه 4 تا پسر داشته اينها روميبره مهموني بهش ميگن پسرات رومعرفي کن ميگه اين ممده اين ممده اين يکي هم ممده اين اخريه هم ممده بهش ميگن همشون که ممدشدن ميگه خوب اسماشون يکييه فاميلياشون فرق ميکنه.....

يه رشتي مي خواسته چشم بچش عسلي بشه ، تخماشو آبپز ميکنه

1 2 3 4

يه بسيجييه ميره مغازه اسباب بازي فروشي مي خواد عروسک بخره ميگه آقا ببخشيد قيمت اين خواهرمون چنده؟

تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح ! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم

تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

تهرونيا زناشون رو بيمه عمر مي کنن، قزوينيا بيمه بدنه، رشتيا هم بيمه شخص ثالث!

يکي از زلزله زده هاي بمي ميره مکه پرده کعبه رو مي گيره با تمام قدرت تکون ميده بعد داد ميزنه ميگه: ببين خوبه؟!

يه روز براي رشتيا کلاس غيرت ميزارن. يارو رشتيه از کلاس داشته بر مي گشته خونشون، تو راه زنش رو مي بينه با يه مرتيکه غول داره راه ميره. ميره جلو ميگه زن کجا ميري؟ زنه ميگه مي خوام با عباس آقا برم خونشون. رشتيه ميگه پس با عباس آقا ميري، با عباس آقا هم بر مي گردي، جاي ديگه اي هم نميري ها

رشتيه کتاب منتشر مي کنه اولين صفحه مي نويسه تقديم به پدرم که دوست بابام بود


يارو خارجي مي ره فزوين شنيده بوده که اينجا خطرناکه خلاصه حواسش جمع بوده تو همين حين يک قزويني مي افته دنبال يارو خارجي در مي ره و در مي ره خلاصه تو يک کوچه بن بست گير مي افته قزويني بهش مي گه ببين بالام 2 راه بيشتر نداري يا خودت بکشي پايين تا من ترتيبتو بدم يا دستاتو بذاري به ديوار و توکل کني به خدا

1 2 3 4

اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالت چي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه"!

1 2 3 4

تركه ميره داروخونه، داد ميزنه: آقــا كـــانـــدوم داريـــن؟!! يارو ميگه: آقا يواش تر! اين چيزا روكه بلند نميگن، خوب چند تا ميخواي؟ ميگه: يه بسته. بعد تركه آروم ميگه: ببخشيد وازلين هم دارين؟ مرده ميگه: بابا اين كه اشكال نداره، بلند بگو مسئله اي نيست. خوب حالا چقدر ميخواي؟ تركه داد ميزنه: بـه انــدازه دو دور كــون كــردن!

به يك مهندس ساختمان ميگن نظرت راجع به ساختمان بدن خانم ها چيه؟ نماش كه حرف نداره.. هالش هم كه بيسته .. فقط حيف كه دستشويي و پذيراييش كنار همديگه است..

لره توي كيوسك تلفن بوده بيرون مياد ازش مي پرسن سالمه؟؟ ميگه آره سالمه فقط آفتابه نداره..

فرق بين ايرانيا با هنديا: هنديا گاواشون مقدسن .. ايرانيا مقدساشون گاون

شباهت گوز با دوست پسر: هر دو تاشون رو وقتي ول كني راحت مي شي

تركه: آقاي دكتر من 100 سال عمر مي كنم؟؟
دكتر: سيگار مي كشي؟؟
تركه: نه
دكتر: عرق؟
تركه: نه
ترياك؟؟ -نه
غذاي چرب؟؟ -نه
خانوم بازي؟؟ -نه
دكتر ميگه: صد سال عمر مي خواي چه گهي بخوري؟

یه بار یه یارو ترکه با موتور سیکلت می خوره زمین , بعد پا میشه می گه جلو نیایید که من به هیچ کون کشی رضایت نمی دم


شنبه 23 دی 1391برچسب:,

|
 

ملاقات باخدا

( من به دیدار خدا رفتم و شد )

 


 

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد

 


 

بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد

 


 

ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ

 


همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد

 

 


 

با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم

 


عطر بر خود زدم و غالیه سا رفتم و شد


 

حمد را خواندم و آن مد”ولاالضالین”را

 


ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد

 

 


 

یکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی

 


گفتم ای مایه هر مهر و وفا رفتم و شد

 

 


 

همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین

 


سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد

 

 


 

“لن ترانی”نشنیدم ز خداوند چو او

 


“ارنی” گفتم و او گفت “رثا” رفتم و شد

 

 


 

 

مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟

 


من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد

 


 

 

تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست

 


من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد


 

 

مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید

 


فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد


 

 

خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون

 


پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم وشد



 

 

گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو


تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد


شنبه 23 دی 1391برچسب:,

|
 

شعر

 

 

 

شعری از وحشی بافقی
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟

روزگاری من و او ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
عقل و دین باخته دیوانه رویی بودیم
بسته سلسله سلسله مویی بودیم
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت
سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آنکس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
داد رسوایی من شهرت زیبایی او
بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او
شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او
این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
کی سر برگ من بی سروسامان دارد

چاره اینست و ندارم به از این رای دگر
که دهم جای دگر دل به دل آرای دگر
چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر
بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر
بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود
من بر این هستم و البته چنین خواهد بود

پیش او یار نو و یار کهن هردو یکی ست
حرمت مدعی و حرمت من هردو یکی سی
قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو یکی ست
نغمه بلبل و غوغای زغن هر دو یکی ست
این ندانسته که قدر همه یکسان نبود
زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود

چون چنین است پی کار دگر باشم به
چند روزی پی دلدار دگر باشم به
عندلیب گل رخسار دگر باشم به
مرغ خوش نغمه گلزار دگر باشم به
نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش
سازم از تازه جوانان چمن ممتازش

آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست
میتوان یافت که بر دل ز منش یاری هست
از من و بندگی من اگر اشعاری هست
بفروشد که به هر گوشه خریداری هست
به وفاداری من نیست در این شهر کسی
بنده ای همچو مرا هست خریدار بسی

مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است
راه صد بادیه درد بریدیم بس است
قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است
اول و آخر این مرحله دیدیم بس است
بعد از این ما و سر کوی دل آرای دگر
با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر

تو مپندار که مهر از دل محزون نرود
آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود
وین محبت به صد افسانه و افسون نرود
چه گمان غلط است این برود چون نرود
چند کس از تو و یاران تو آزرده شود
دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود

ای پسر چند به کام دگرانت بینم
سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم
مایه عیش مدام دگرانت بینم
ساقی مجلس عام دگرانت بینم
تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند
چه هوسها که ندارند هوسناکی چند

یار این طایفه خانه برانداز مباش
از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش
میشوی شهره به این فرقه هم آواز مباش
غافل از لعب حریفان دغل باز مباش
به که مشغول به این شغل نسازی خود را
این نه کاری ست مبادا که ببازی خود را

در کمین تو بسی عیب شماران هستند
سینه پر درد ز تو کینه گذاران هستند
داغ بر سینه ز تو سینه فکاران هستند
غرض اینست که در قصد تو یاران هستند
باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری
واقف کشتی خود باش که پایی نخوری

گرچه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت
وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت
شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت
با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت
حاش لله که وفای تو فراموش کند
سخن مصلحت آمیز کسان گوش کند
 


شنبه 23 دی 1391برچسب:,

|
 


دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید قصه بی سر و سامانی من گوش کنید گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟

نازترین عکسهای ایرانی

 

 

محمود رباط جزی

 

دی 1391

 

چشم
خونه مجردی
درد
ملاقات باخدا
شعر

 


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان درددل و آدرس aminirobati.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





پنجاه سال موسقی
eg
دوست
من
LK
دوست
ردیاب جی پی اس ماشین
ارم زوتی z300
جلو پنجره زوتی

 

موسقی
موسقی
lk
حواله یوان به چین
خرید از علی اکسپرس
دزدگیر دوچرخه
مستر قلیون
یکانسر
آی کیو مگ

 

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

 

ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 3350
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1



.: Weblog Themes By www.NazTarin.Com :.


--->